احسان کردن به مؤمنین


خطبه حضرت علی علیه‏السلام در روز غدیر. وسائل: جلد 7 باب 14.
از نامهای روز غدیر «یوم صلة الاخوان» است.
از سنتهای حسنه احسان نمودن اعم از هدیه دادن و انفاق کردن است، که فرموده‏اند: احسان و نیکی مال و عمر را زیاد می‏کند. " 1 " گاهی با تبسم به صورت برادر دینی خود به او احسان کرده‏ای، و گاهی عبور دادن شخصی از خیابان نوعی احسان است، و گاهی قرض دادن به برادر دینی احسان محسوب می‏شود. گاهی گوش دادن به مشکل برادر دینی احسان است، و گاهی قدم برداشتن برای رفع گرفتاری برادر دینی احسان به اوست.
در این روز شریف که بهترین زمان برای احسان است و ثواب آن مضاعف بر روزهای دیگر است، ائمه معصومین علیهم‏السلام ما را امر به احسان فرموده‏اند.
یکی از موارد احسان، نیکی به برادر دینی در روز غدیر است بدون آنکه او درخواستی داشته باشد. اگر قبل از درخواست برادر دینی به او احسان و اکرام و انفاق کند مانند کسی است که این روز را روزه بگیرد و شب آن روز هم به عبادت مشغول باشد.

پاورقی

شاد کردن مؤمنین


خطبه حضرت علی علیه‏السلام در روز غدیر.
از نامهای روز غدیر «یوم السرور» است.
ایجاد فرح و سرور در برادر دینی ثواب بسیار دارد و وسعت روزی می‏آورد، و اثرات اخروی نیز دارد مثل اینکه قبر او یکی از روضه‏های بهشت قرار می‏گیرد.
اسباب شادی بسیار است مثل هدیه دادن، مشکلات شخصی را برطرف کردن، مهمانی کردن، و اشعار در مدح و منقبت اهل‏بیت علیهم‏السلام قرائت کردن و سرودن و ذکر قضایایی که واقعیت است و دیگران را در وقت شنیدن به فرح و سرور کشاند.
در روایت وارد شده که این روز روز نفی غمها است و مهربانی کردن رحمت الهی را به دنبال دارد. " 1 ".

انفاق و صدقه


خطبه حضرت علی علیه‏السلام در روز غدیر.
از نامهای روز غدیر «یوم الانفاق» است. انفاق در هر حالی در زندگی انسان و سلامتی و عاقبت به خیری در خود صدقه دهنده و نسل او و توفیق در انجام کارهای خیر تأثیر دارد.
نمونه‏های انفاق را می‏توان در مهمانی، آب دادن، تهیه‏ی لباس برای مستمندان، موعظه و نصیحت دلسوزانه، و از مال و جان و آبرو برای دیگران مایه گذاشتن مشاهده کرد.
در روز عید غدیر که بهترین ایام برای انفاق است ثواب این نیکیها مضاعف می‏شود. یک درهم انفاق در آن روز دویست هزار درهم محسوب می‏شود، و در روایتی یک درهم را به یک میلیون درهم برابر دانسته است. " 2 " امیرالمؤمنین علیه‏السلام می‏فرمایند: «شیعتنا یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم لنا» یعنی: «شیعیان ما در خوشحالی ما خوشحال و در حزن ما محزون می‏شوند و مال و جانشان را برای ما بذل می‏نمایند». شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم‏السلام این کلام امام علیه‏السلام را نصب العین خود قرار دهند تا مجالس ائمه علیهم‏السلام با عظمت گردد، و در آن روزها از دادن صدقه و انفاق و خوشحال کردن فقرای شیعه کوتاهی ننماید. " 3 ".

پاورقی

صله رحم


خطبه حضرت علی علیه‏السلام در روز غدیر. وسائل: ج 7 باب 14.
صله‏ی رحم و دید و بازدید ارحام آثار زیادی نظیر زیاد شدن روزی و طول عمر و عاقبت به خیری دارد.
از ما خواسته‏اند که در ایام مخصوصی مثل بزرگترین عید ائمه علیهم‏السلام یعنی عید کبیر غدیر، به دیدن پدر و مادر و برادر و خواهر برویم، و با سلام و تبریک و تهنیت گفتن هم اسباب خوشحالی ائمه علیهم‏السلام را فراهم نماییم و هم باعث سرور فامیل شویم.

توسعه بر عیال


خطبه‏ی حضرت علی علیه‏السلام روز غدیر. وسائل: ج 7 باب 14.
یکی از سفارشات ائمه معصومین علیهم‏السلام برای ایجاد هر چه بیشتر محبت در کانون خانواده رفتار و کردار خوش با اهل خانه است. بخیل نبودن در خرج خانه و با روی باز برخورد کردن با اهل و عیال از نمونه‏های آن است که خداوند به مال او بیش از پیش برکت عنایت می‏فرماید، وگرنه اسباب فقر او بیشتر می‏شود.
درباره‏ی توسعه به اهل و عیال در روز غدیر خم در فرمایشات معصومین علیهم‏السلام تأکید شده که برای همسر و فرزندان و در بعضی روایات برادران اسباب آسایش و راحتی به هر طریقی که میسّر باشد فراهم آورد که ثواب آن نسبت به بقیه‏ی ایام مضاعف است.

زیارت مؤمنین


خطبه حضرت علی علیه‏السلام در روز غدیر.
در کلمات ائمه معصومین علیهم‏السلام برای دید و بازدید برادران دینی ثوابهای کثیری ذکر شده تا آنجا که زائر مؤمن زائر خدامحسوب شده است، و حتی اگر برای دیدن برادر دینی تا در منزل برود ولی او در منزل نباشد باز ثواب برای او حساب می‏شود و در رفت و برگشت گناهان او آمرزیده می‏شود.
در این روز شریف به خاطر این نعمت عظیمی که خداوند متعال بر بندگان خود عنایت فرموده و تعظیم این روز که تعظیم شعائر اللَّه است، در احادیث و روایات و خطبه‏ی امیرالمؤمنین علیه‏السلام ما را امر به زیارت مؤمنین نموده‏اند.
امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «من زار فیه مؤمناً ادخل اللَّه قبره سبعین نوراً و وسّع فی قبره و یزوره فی قبره کل یوم سبعون الف ملک و یبشرونه بالجنة»، یعنی: «هرکس مؤمنی را در این روز زیارت کند خداوند بر قبر او هفتاد نور وارد می‏کند و قبر او را وسیع می‏نماید، و هر روز در قبرش او را هفتاد هزار ملک زیارت می‏کنند و او را به بهشت بشارت می‏دهند». " 1 ".

پاورقی

شکر و حمد الهی


خطبه حضرت علی علیه‏السلام در روز غدیر.
حمد و شکر الهی در تمام احوال نیکو و پسندیده است و طبق روایات هر اندازه شکر و حمد الهی به جا آوریم باز ذره‏ای از نعمتهای خداوند متعال را سپاس نگفته‏ایم، چه رسد به افضل نعمتها و بزرگترین و بهترین نعمتها که ولایت امیرالمؤمنین علیه‏السلام است.
آنچه نعمت در دنیا هست به خاطر وجود حضرات معصومین علیهم‏السلام می‏باشد، حتی زمینی که روی آن قدم برمی‏داریم طبق فرموده حضرت صادق علیه‏السلام از نعمی است که به واسطه‏ی ولایت به ما عنایت شده است.
در روز غدیر خم این حمد و شکر باید بیشتر باشد حتی روایاتی که امر به روزه نموده‏اند فرموده‏اند که نیت آن روزه‏ی شکر بر نعمت عظمای الهی یعنی امامت و ولایت حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام باشد.
در اکثر ادعیه کلمه‏ی «الحمد اللَّه» به چشم می‏خورد، مثل «الحمد للَّه الذی جعل کمال دینه ...» و یا در ملاقات برادر دینی «الحمد للَّه الذی جعلنا من المتمسکین بولایة ...» آورده شده است.
ما در واقع شکر می‏کنیم که در این دنیا با این همه مسائل و مصائبش و با ادیان و مذاهب مختلف، مسلمانیم و شیعه‏ی دوازده امامی هستیم. شامل کسانی هستیم که خداوند نعمتش را به برکت وجود امیرالمؤمنین و اولاد معصومینش علیهم‏السلام به ما عنایت فرموده است. " 1 " این شکر نمودن هم با لسان و کلمه‏ی «الحمد للَّه» و «شکراً للَّه» و قرائت ادعیه و نماز و روزه و زیارت امامان معصوم علیه‏السلام یا امامزادگان عظیم‏الشان و مؤمنین میسّر می‏شود.

پاورقی

زینت کردن


خطبه حضرت علی علیه‏السلام در روز غدیر.
از نامهای روز غدیر «یوم الزینة» است. نظافت و پاکی از سنتهای الهی است که در هر حال توصیه به آن شده است. در روایاتی امر شده که انسان با تمیزترین لباس نماز بخواند و یا هنگام خروج از منزل به آینه نگاه کند. احادیثی درباره‏ی شانه زدن، حمام کردن و بوی خوش استعمال کردن در کتب مختلف شیعه آمده که سفارش به تمیز بودن و زینت ظاهری شده است.
لباسهای روشن که در ایام شادی و عید و سرور و وجد و فرح به چشم می‏خورد، نسبت به مردان در روایات اسلامی سفارش شده که ظاهر بدن را طوری آرایش دهند که موافق اخلاق همسر باشد، و به بانوان سفارش شده که برای همسر خود در منزل زینت نمایند.
در متون روایی و تاریخی می‏بینیم در روزهای عید رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم‏السلام از لباسهایی استفاده می‏نمودند که دارای رنگ باز و روشن مانند لباس سفید بود.
امام رضا علیه‏السلام در حدیث مفصلی در اهمیت غدیر فرمودند: «من تزیّن لیوم الغدیر غفر اللَّه له کل خطیئة عملها صغیرة او کبیرة، و بعث اللَّه الیه ملائکته یکتبون له الحسنات و یرفعون له الدرجات الی قابل مثل ذلک الیوم، فان مات مات شهیداً و ان عاش عاش سعیداً».
در بعضی روایات آمده است که روز غدیر روز بیرون آمدن از لباس مشکی یعنی لباس عزا است.

تبسم کردن


خطبه‏ی امیرالمؤمنین علیه‏السلام در روز غدیر.
از نامهای روز غدیر «یوم التبسم» است. یکی از حالات خوشحالی تبسم است که در بعضی کلمات معصومین علیهم‏السلام خوش برخوردی و متبسم بودن را یکی از اسباب زیادی رزق و روزی ذکر فرموده‏اند و در روایتی می‏فرمایند: «ضحک المؤمن تبسم»: خنده‏ی مؤمن تبسم است.
تبسم عمل رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی مرتضی علیه‏السلام است. یکی از آداب روز غدیر خم تبسم به صورت برادر دینی است. یعنی دلالت می‏کند بر اینکه این روز اسباب خرسندی و شادی ما را فراهم آورده و از نعمت و برکت این روز ما متبسم هستیم. اضافه بر اینکه اسباب الفت بین شیعیان و دوستان امیرالمؤمنین علیه‏السلام است. لذا حضرت رضا علیه‏السلام در فضیلت غدیر می‏فرمایند: «فمن تبسّم فی وجه اخیه یوم الغدیر نظر اللَّه الیه یوم القیامة بالرحمة و قضی له الف حاجة و بنی له قصراً فی الجنه من درة بیضاء و نظَّر وجهه. " 1 " یعنی: هرکس در روز غدیر به روی برادر خود تبسم کند خداوند روز قیامت به او با نظر رحمت می‏نگرد و برایش قصری از در سفید در بهشت بنا می‏کند و صورت او را نورانی می‏نماید.

پاورقی

مصافحه کردن


خطبه امیرالمؤمنین علیه‏السلام در روز غدیر.
یکی از سنن دینی مصافحه و دست دادن است. هنگام سلام مستحب است دست یکدیگر را در دست بگیرند و فشار دهند. " 1 " اگر دو نفر برای رفع اختلاف با یکدیگر مصافحه یا معانقه کنند، هنگامی که دست از دست یکدیگر می‏کشند گناهانشان ریخته می‏شود.
درباره‏ی روز غدیر امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم» یعنی: هرگاه در این روز با یکدیگر ملاقات کردید سلام خود را با مصافحه همراه کنید.

پاورقی

دیدار با امام یا علما


خطبه امیرالمؤمنین علیه‏السلام در روز غدیر.
در روزهای غدیر شیعیان و بزرگان به دیدن امام خود مشرف می‏شدند. راوی می‏گوید: قصدتُ مولانا علی بن محمد علیه‏السلام- و هو بالصریا- و لم‏ابدِ ذلک لأحد من خلق اللَّه. فدخلت علیه فلما بصر بی قال: «یا ابااسحاق، جئت تسأل عن الایام التی یصام فیهن و هی اربعة... و یوم الغدیر فیه اقام النبی صلی الله علیه و آله اخاه علیاً علیه‏السلام علماً للناس و اماماً من بعده». قلت: صدقت، جعلت فداک! لذلک قصدت، اشهد انک حجة اللَّه علی خلقه. " 1 " سیره‏ی شیعه از قدیم الایام چنین بوده که بعد از غیبت حضرت صاحب الامر علیه‏السلام در ایام مخصوص به دیدن نواب خاص حضرت و بعد نواب عام آنحضرت از علماء و سادات بنی الزهراء علیهاالسلام و بنی علی علیه‏السلام مشرف می‏شدند، و این سنت حسنه تا زمان ما در اکثر شهرهای شیعه‏نشین ادامه دارد.

پاورقی

در پیشگاه صاحب غدیر

امام زمان در عید غدیر


سید باقر رضوی هندی (م 1329) می‏گوید: " 1 " در شب عید غدیر امام زمان علیه‏السلام را در خواب دیدم در حالیکه محزون بود و گریه می‏کرد. خدمت حضرت رفتم و سلام کردم و دو دستش را بوسیدم، ولی دیدم گویا متفکر است. عرض کردم: آقای من، این روزها ایام خوشحالی و سرور عید غدیر است؛ ولی شما را محزون و گریان می‏بینم؟ فرمودند: به یاد مادرم زهرا علیهاالسلام و حزن و مصائب او هستم. سپس حضرت این شعر را خواندند:
لاترانی اتّخذتُ لا وعُلاها
بعد بیت الأحزان بیت سرور!
سید باقر می‏گوید: از خواب برخاستم و قصیده‏ای با تضمین شعر مولایم و بر همان قافیه درباره‏ی غدیر و مصائب حضرت زهرا علیهاالسلام سرودم که قسمتی از آن چنین است:

لستَ تدری لِمَ أحرقوا الباب بالنار
أرادوا إطفاء ذاک النور

لستَ تدری ماصدرُ فاطمٍ؟ ماالمس
-مار؟ ما حال ضلعها المکسور؟

ما سقوط الجنین؟ ما حمرة العین؟
و ما بال قرطها المنثور؟

دخلوا الدار و هی حسری بمرآی
من علیّ ذاک الأبیّ الغیور

تا آنجا که خطاب به امام عصر علیه‏السلام- در حالی که مصائب مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام را می‏شمارد- می‏گوید:

أفصبراً یاصاحب الامر و الخط
-ب جلیل یذیب قلب الصبور؟

کم مصاب یطول فیه بیانی
قد عری الطهر فی الزمان القصیر

کیف من بعد حمرة العین منها
یابن طه، تهنی‏ء بطرف قریر؟!

فابکِ و ازفر لها، فإنّ عداها
منعوها من البکاء و الزفیر

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک، اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، اللهم العنهم جمیعاً.

علائم ظهور امام زمان(عج)

 
ظهور حضرت حجت(عج) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند.

صحبت كردن از حضرت مهدي(ع) و نشانه هاي ظهور ايشان در واقع صحبت كردن از حوادثي است كه بناست در آينده اتفاق بيفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسيم: اگر در مورد احاديث نقل شده در اين زمينه بررسي اسناد صورت گرفت و مطمئن شديم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آيا مي توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن گونه كه در روايات شريف ما آمده اند وقوع يابند؟ پاسخ به اين پرسش در كتب عقيدتي و فلسفي تحت عنوان «بداء» داده مي شود كه طي اين بخش از مطالب به آن مي پردازيم.

«بداء» در لغت به معناي ظهور و روشن شدن پس از مخفي بودن چيزي است و اصطلاحاً به روشن شدن چيزي پس از مخفي بودن از مردم اطلاق مي شود؛ بدين معنا كه خداوند متعال بنا بر مصلحتي، مسئله اي را از زبان پيامبر يا ولي اي از اولياي خويش به گونه اي تبيين مي كند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غير آن را به مردم نشان مي دهد. در قرآن آمده است:
خداوند هر چه را بخواهد محو يا اثبات مي كند در حالي كه ام الكتاب نزد اوست و خود مي داند عاقبت هر چيزي چيست.1

و در آيه اي ديگر: و بدالهم سيّئات ما كسبوا.2
بدي هايي را خود كسب كرده بودند و براي آنها مخفي بود برايشان نمايان شد.
يا: ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآيات.3
پس از آنكه نشانه ها را ديدند حقيقت امر بر آنها روشن شد.
اين ظهور پس از خفا، تنها براي انسان رخ مي دهد و در مورد
خداوند متعال ابداً صدق نمي كند وگرنه لازمه اش اين است كه خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد كه اين امر محالي است. خداوند، چنانكه قرآن كريم مي فرمايد به همه چيز آگاه و داناست 4 و نسبت به همه چيز در همة زمان ها و مكان ها چه حاضر باشند و چه غايب، چه موجود باشند و چه فاني و چه در آينده به وجود بيايند، علم حضوري دارد. قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:
هيچ چيزي در آسمان و زمين از نظر خداوند متعال مخفي نمي شود.5
از همين روست كه مسئلة بداء و ظاهر كردن آن امر مخفي به خداوند نسبت داده مي شود:
و بدالهم من الله مالم يكونوا يحتسبون.6
خداوند آنچه را گمان نمي كردند، براي آنها ظاهر كرد.
براساس آية:خداوند چيزي را كه از آنِ مردمي است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.7
و با استفاده از ديگر آيات و روايات مي توان چنين برداشت كرد كه برخي اعمال حسنه نظير: صدقه، احسان به ديگران، صلة رحم، نيكي به پدر و مادر، استغفار و توبه، شكر نعمت و اداي حقّ آن و... سرنوشت شخص را تغيير داده و رزق و عمر و بركت زندگي اش را افزايش مي دهد، همان طور كه اعمال بد و ناشايست اثر عكس آن را بر زندگي شخص مي گذارد.
پيش از شرح اين عبارت كه بداء در حقيقت ظاهر شدن چيزي است كه از ناحية خداوند متعال براي مردم مخفي و براي خودش مشخص بود، لازم است يادآور شويم كه خداوند متعال بنا بر آيات قرآن دو لوح دارد:

الف) لوح محفوظ

لوحي كه آنچه در آن نوشته مي شود؛ پاك نشده و مقدّرات آن تغيير نمي يابند؛ چون مطابق با علم الهي است:
بَل هُوَ قُرآنٌ مَجيدٌ في لَوحٍ مَحفوظٍ.8
بلكه آن قرآن مجيدي است كه در لوح محفوظ ثبت گرديده است.

ب) لوح محو و اثبات
بنا بر شرايط و سنني از سنت هاي الهي، سرنوشت شخص يا جرياني به شكلي خاص مي شود، با از بين رفتن آن سنت ها يا مطرح شدن سنت هاي جديد سرنوشت آن شخص يا آن جريان تحت الشعاع سنت هاي جديد قرار مي گيرد. به عنوان مثال بناست كه شخص در سن 20 سالگي فوت كند امّا به واسطة صلة رحم يا صدقه اي كه مي دهد، 30 سال به عمرش اضافه مي شود و تا 50 سالگي زنده مي ماند يا به عكس، آن شخص بناست 50 سال عمر كند به واسطة گناه كبيره اي خاص، 30 سال از عمرش كاسته مي شود در همان 20 سالگي مي ميرد. كه البته خداوند متعال از اوّل مي دانست كه بناست اوّلي 50 سال و دومي 20 سال عمر كند ولي براي روشن شدن اين سنت هاي الهي مطلب به اين شكل از زبان پيامبران يا اولياي الهي(ع) بيان مي شود.

در قرآن كريم هم آمده است:
يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده امّ الكتاب.9
يا اين آيه:
آنگاه مدتي را [براي شما عمر] مقرّر داشت و اجل حتمي نزد اوست.10
با توجه به اين دو لوح و مطالبي كه تا به حال به آنها پرداختيم، اين پرسش به ذهن مي رسد كه: آيا ظهور حضرت مهدي(ع) و نشانه هايي كه براي آن بيان شده است، در لوح محفوظ اند يا محو و اثبات. به عبارت ديگر آيا ممكن است اصلاً مسئله اي به نام ظهور ايشان تا آخر عمر بشريت و هستي اتفاق نيفتد يا ظهور بدون تحقّق نشانه ها رخ دهد يا همة نشانه ها بايد رخ دهند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد نشانه هاي ظهور را به دو دسته تقسيم كنيم:
1. امور و علايم مشروط
2. امور و علايم حتمي. آنگونه كه امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتميه11 و امام صادق(ع) به حتمي12 و غير حتمي تقسيم كرده اند. مسئلة بداء هم در چهار زمينه با موضوع ظهور حضرت مهدي(ع) ارتباط مي يابد:

1. نشانه هاي مشروط و غير حتمي ظهور

جز نشانه هايي كه صراحتاً در احاديث به حتمي بودن آنها اشاره شده است، بقية نشانه هاي ظهور همگي از امور موقوفه به شمار مي روند، چنانكه بزرگاني مانند شيخ مفيد، شيخ صدوق و شيخ طوسي بدان تصريح كرده اند. بدين معنا كه به جز نشانه هاي حتمي ظهور بقية آنها بنا بر مشيت و ارادة الهي ممكن است دچار تغيير و تبديل، تقدّم يا تأخّر شوند. به عبارت ديگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب مي آيند و ممكن است با تغيير و تبديل در شرايط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة ديگري پديد آيند يا اصلاً رخ ندهند. البته بسياري از رويدادهايي كه در احاديث ما به آنها اشاره شده است تا كنون اتفاق افتاده اند و دچار بداء در اصل تحقّق خويش نشده اند.
مثلاً اگر در حديث به نزول بلايي (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممكن است در نزول آن تأخير رخ دهد يا اصلاً چنين بلايي به جهت عظمت عمل صالح ايشان نازل نشود يا اينكه با برخي اعمال صالح يا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجيل يا تأخير كنند.

شايد بتوان علت بيان چنين اخباري را اين دانست كه اگر مسئله به اين شكل تبيين نمي شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمي شدند و بدان مبتلا مي گشتند امّا پس از صدور حديث از ناحية معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پديد آمدن چنان حادثة ناگواري ممانعت به عمل آورند يا سبب حدوث اتفاقي خوشايند شوند. البته فراموش نكنيم كه عكس اين مطلب هم كاملاً صادق است به اين معنا كه شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام مي كنند كه شما با وجود آنكه مي توانستيد، آن بلا را از خويش دفع نكرديد يا فلان خير را به سوي خويش جلب ننموديد و از همين روست كه روايت شده است:
خداوند متعال، به چيزي مثل بداء عبادت نشده است.13

2. علايم ظهور و امور حتمي

پنج مورد از نشانه هاي ظهور در بسياري از روايات كه از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه هاي حتمي ظهور برشمرده شده اند:
خروج سيّد خراساني و يماني، نداي آسماني مبني بر حقّانيت حضرت مهدي(ع)، شهادت نفس زكيّه و فرو رفتن سپاهيان سفياني در منطقة بيداء (بيابان بين مدينه و مكّه).14
اين نشانه هاي پنج گانه را احاديث از علايم حتمي شمرده و هيچ گونه احتمال بدايي در مورد تحقّق آنها نداده اند وگرنه خلاف حتمي بودن آنها مي شد. اين نشانه ها شديداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگي مقارن ظهور رخ خواهند داد ان شاءالله. بزرگواراني چون مرحوم آيت الله خويي در پاسخ به نويسندة كتاب سفياني و علامات ظهور15، علّامه سيّد جعفر مرتضي عاملي، در كتاب خويش و شيخ طوسي، در غيبت خويش16 نسبت به اين موضوع تصريح و اذعان كرده اند كه:
هر چند بنابر تغيير مصلحت ها با تغيير شروط اخباري كه به حوادث آينده مي پردازند، ممكن است دچار تغيير و تبديل شوند؛ جز آنكه روايت تصريح كرده باشد كه وقوع آن جريان حتمي است كه (با توجه به اعتماد ما به معصومين(ع)) ما هم يقين به حدوث آنها در آينده پيدا مي كنيم و قاطعانه مي گوييم در آينده چنين خواهد شد.17
اشكال اساسي كه به اين نظر گرفته مي شود؛ متكي به حديثي است كه نعماني در كتاب خويش آورده است كه: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفري گفته است: نزد امام جواد(ع) بوديم و صحبت از حتمي بودن آمدن سفياني شد، از آن حضرت پرسيدم: آيا در مورد امور حتمي هم بداء رخ مي دهد؟ فرمودند: آري. گفتم: مي ترسم در مورد خود حضرت مهدي(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:
ظهور حضرت مهدي(ع) وعدة الهي است و خداوند خلف وعده نمي كند.18
علّامه مجلسي، هم در بحارالانوار پس از نقل اين حديث اين
توضيح را اضافه كرده اند كه:
شايد محتوم، معاني مختلفي داشته باشد كه با توجه به اختلاف در تعاريف ممكن است در مورد برخي از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اينكه شايد منظور از بداء در مورد خصوصيات آن حادثة محتوم و حتمي باشد و نه اصل تحقّق آن، كه مثلاً پيش از زوال حكومت بني عباس سفياني جنبش هاي خويش را آغاز مي كند.19
اين فرضيه چندان قابل قبول نيست؛ زيرا در صورت پذيرفتن آن، چه فرقي بين حتمي و غير حتمي خواهد بود؟ مضاف بر اينكه روايت مورد بحث ما از حيث سند، ضعيف است.20 در ضمن نمي توان از آن همه حديث و روايتي كه به شدت بر حتمي بودن اين پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأكيد مي كنند، چشم پوشي كرد و به احاديث انگشت شماري از اين دسته تمسك نمود؛ چون ممكن است در شرايط خاصي (به فرض قوت و اعتبار سندي آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روي تقيه، چنين سخني بگويند.
عبدالملك بن اعين گويد: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدي(ع) گفتم: مي ترسم كه زود بيايند و سفياني نباشد. حضرت فرمودند:
والله نه. سفياني از حتمياتي است كه حتماً خواهد آمد.21
امور يا موقوفه اند يا حتميه كه سفياني از دستة حتمياتي است كه حتماً خواهد بود.22
يا امام صادق(ع) فرمودند:
از حتمياتي كه پيش از قيام حضرت مهدي(ع) خواهند بود اينهاست: شورش سفياني، فرو رفتن در بيداء، شهادت نفس زكيّه و منادي كه از آسمان ندا در دهد.23
حمران بن اعين از امام باقر(ع) راجع به آية:
ثمّ قضي اجلاً و اجلٌ مسمّي عنده؛24
مي پرسد. حضرت مي فرمايند:
دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف.
- محتوم چيست؟
- جز آن نخواهد شد.
- و موقوف؟
- مشيت الهي در رابطة آن جاري مي شود.
- اميدوارم كه سفياني جزء موقوف ها باشد.
- والله كه نه و از محتومات است. 25

3. بداء و قيام حضرت مهدي(ع)

ظهور حضرت حجت(ع) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند كه چنين واقعه اي در تمام طول تاريخ تا كنون اتفاق نيفتاده است و از آنجا كه « ان الله لا يخلف المعياد»26 و خداوند در وعدة خويش تخلف نمي كند، در آينده اي دور يا نزديك حتماً چنين اتفاقي خواهد افتاد. ان شاء الله.
علاوه بر اينكه در موارد بسياري رسول مكرم اسلام(ص) و معصومين(ع) شديداً تأكيد نموده اند كه:
حتي اگر از عمر هستي بيش از يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن قدر اين روز را طولاني مي كند كه حضرت مهدي(ع) ظهور كرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.27

4. تعيين زمان ظهور حضرت مهدي(ع)
بسياري از روايات، ما را از توقيت (مشخص كردن زمان ظهور) يا تعيين محدودة زماني براي ظهور حضرت به شدت نهي كرده اند و شيعيان را امر كرده اند كه هر كه را چنين كرد تكذيب كنند و دروغ گو بشمارند؛ زيرا اين مطلب در زمرة اسرار الهي است و كسي آن را نمي داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند:
محمد! اگر كسي وقتي از جانب ما براي ظهور حضرت مهدي(ع) نقل كرد، از تكذيب كردن او نترس! چرا كه ما براي احدي تعيين وقت نمي كنيم.28
وقتي فضيل از امام باقر(ع) مي پرسد كه آيا اين مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه مي فرمايند: «آنها كه وقت تعيين مي كنند دروغ مي گويند».29 يكي از ياران امام ششم(ع) به ايشان عرضه مي دارد: اين مسئله اي كه چشم انتظارش هستيم كي خواهد آمد؟ حضرت مي فرمايند:
اي مهزم! آنها كه وقت تعيين كنند دروغ مي گويند، آنها كه عجله كنند هلاك مي شوند و آنها كه تسليم امر خداوند باشند نجات مي يابند و به سوي ما باز مي گردند.30
آنگونه كه از احاديث برمي آيد، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموري است كه خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالي اراده كنند و شرايط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمين را از بركات وجودي آن امام همام(ع) بهره مند خواهند نمود.

البته نهي از تعيين وقت، شامل نشانه هاي حتمي ظهور نمي شود؛ چرا كه خود معصومين(ع) در اين موارد به فاصلة زماني ميان حدوث آن نشانة حتمي و ظهور حضرت اشاره كرده اند كه مثلاً از ابتداي شورش سفياني تا قيام حضرت بيش از 9 ماه طول نخواهد كشيد يا مثلاً 15 روز پس از شهادت نفس زكيّه حضرت در مكه ظهور مي كنند. وليكن ديگر نشانه ها حداكثر به اين اشاره مي كنند كه ظهور آن وجود مقدس نزديك شده است و نه بيش از اين. چنانكه ديديم برخي از نشانه هاي ظهور قرن هاست كه اتفاق افتاده اند و گذشته اند و هنوز ظهور رخ نداده است. كه البته به جهت ايجاد اميد در دل شيعيان مبني بر نزديك شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قيام حضرت صاحب(ع) ياد كرده اند.

ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند كه ايشان بناست چه زماني قيام جهاني خويش را آغاز كنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خويش را براي آن روز مهيا و آماده مي كردند ـ كه به خيال خام و واهي خود ـ آن نور الهي را خاموش كنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفاني هم كه قرن ها با حدوث اين حادثة عظيم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به يأس و كسالت و خمودي مي شدند حال آنكه قرن هاست بسياري در انتظار آن يار غايب از نظر، ديده ها را خون بار كرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجيل در فرج ايشان برداشته اند و اميد دارند كه در زمرة ياران و ياوران ايشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم هاي ستمگران ربوده و هر صبح و شام از اين هراسناكند كه شايد آن عزيز مقتدر امروز ظهور كند و پايه هاي حكومت شيطاني شان را درهم شكند.
به اميد آنكه آن روز را ببينيم و از ياوران حضرتش باشيم. ان شاءالله.

رمز ارتباط معنوی با امام زمان(عج)

ارتباط

همه ما کم و بیش با مفهوم گناه و اثرهای آن تا حدودی آشنا هستیم. گناه ـ که همان تخلف از دستورهای الهی است ـ اثرات ویرانگری بر دنیا و آخرت انسان داشته و موجودیت و هویت معنوی او را به شدت متزلزل می‌کند. این اثرات در کتاب‌های اخلاقی نوشته شده که مطالعه آن پر سود است؛ اما در این مقاله از دو جهت به گناه و اثر آن پرداخته می‌شود: اول؛ اثر گناه بر قلب و بنیان اعتقادی انسان و دوم؛ اثر گناه بر رابطه معنوی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف .

اثر گناه بر قلب و اعتقاد انسان

از میان تمام آثار معاصی، مخرب‌ترین و خطرناک‌ترین اثر گناهان، اثری است که بر قلب یعنی مرکز ادراکی و اعتقادی انسان و جایگاه محبت الهی گذاشته می‌شود و باعث فساد و سرنگون شدن قلب می‌گردد. استمرار بر گناه باعث ایجاد حالاتی در انسان می‌شود که منشأ این حالات، تحول و دگرگونی قلب است.

پیشاپیش بر این مطلب اصرار داریم که چون اثرات گناه، مانند اثرات تقوا و اعمال صالح، کم‌کم و به آرامی صورت می‌پذیرد، شاید سال‌ها طول بکشد تا چنین حالاتی در انسان در اثر گناه ایجاد شود؛ از این‌رو شخص گناه‌کار متوجه نمی‌شود که با خود چه می‌کند؟(1)

از میان تمام آثار معاصی، مخرب‌ترین و خطرناک‌ترین اثر گناهان، اثری است که بر قلب یعنی مرکز ادراکی و اعتقادی انسان و جایگاه محبت الهی گذاشته می‌شود و باعث فساد و سرنگون شدن قلب می‌گردد. استمرار بر گناه باعث ایجاد حالاتی در انسان می‌شود که منشأ این حالات، تحول و دگرگونی قلب است

استمرار گناه باعث ایجاد حالاتی در آدمی می‌شود که هر چند نمی‌توان به‌طور دقیق‌تر مراحل و ترتیب آنها را بیان و بر همه افراد تطبیق نمود، امّا این حالات مشابه و در غالب گناه‌کاران کم و زیاد مشهود است. از خطرناک‌ترین این حالات در اثر تکرار گناه، به‌وجود آمدن حالت «شک» در مسائل اعتقادی و دینی، همچون توحید، معاد، نبوت و قرآن است که البته در ابتدا چون شخص هنوز با ایمان است او را آزار می‌دهد. آزار دهنده‌تر از آن این که این شک با استدلال و مطالعه کتاب برطرف نمی‌شود؛ از این‌رو شخص آلوده به گناه، به این در و آن در می‌زند تا آتش شک را در قلبش خاموش کند، اما نمی‌تواند. تنها راه اصلاح از این نوع شک آزار دهنده، ترک معصیت است و الاّ کم‌کم این شک به گونه‌ای در قلب تثبیت می‌شود که نتیجه آن، انکار اعتقادات خواهد بود.

از دیگر آثار ویران‌گرانه گناه، پذیرش آسان شبهات و قبول نکردن جواب استدلالی به آن می‌باشد. البته نه این‌که نمی‌پذیرد، بلکه قلبش نمی‌تواند بپذیرد.

گناه

از اثرات دیگر مخرّب گناه در گناه‌کار، جبهه‌گیری در مقابل حق و اهل حقیقت و دفاع از باطل و اهل باطل است؛ گرچه نمی‌توان در همه افراد این حکم را جاری کرد، ولی گاهی دیده می‌شود که شخص گناه‌کار به امام معصوم و افعال وی اشکال دارد، اما از دشمنان وی دفاع می‌کند. و بدتر از آن این که در قلبش، نسبت به دشمنان اهل‌بیت، محبت دارد! گاهی هم می‌فهمد و از این نوع محبت‌ها در قلبش به ترس می‌افتد، ولی نمی‌داند ریشه آن از کجاست و چه باید بکند، نمی‌داند که باید گناه را کنار بگذارد تا قلبش درمان شود.

از دیگر آثار خانمان سوز گناه، بی‌علاقگی و بی‌حوصلگی نسبت به عبادات و مساجد و اماکن مذهبی است که در بعضی مواقع با پیدا شدن سئوال‌هایی مثل این‌که فلسفه نماز خواندن چیست؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ روزه گرفتن ما چه فایده‌ای برای خدا دارد و نظایر آن بروز می‌کند. البته گاهی هم این سؤال‌ها برای فهم حکمت و پایبندی بیشتر به فرایض الهی پرسیده می‌شود. از آن طرف علاقه به لهو و لعب و بازی و افراط در شوخی و خنده در آنها زیاد می‌شود.

آیاتی نظیر آیه«ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَی أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِؤُون؛(2) سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند!» و نیز آیه «كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا یَكْسِبُونَ؛(3) چنین نیست که آنها مى‏پندارند، بلکه اعمالشان چون زنگارى بر دل‌هایشان نشسته است!» و یا آیه «فَإِنَّهَا لَا تَعْمَی الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ؛(4) چرا که چشم‌هاى ظاهر نابینا نمى‏شود، بلکه دل‌هایى که در سینه‏هاست کور مى‏شود.» که در قرآن کریم آمده، بیان‌گر همین نکته مهم است.

در بسیاری از روایات نیز به موضوع مورد بحث تصریح شده است، به گونه‌ای که در یکی از سخنان امام صادق (علیه اسلام) آمده است: «به جان خودم سوگند که مردمان نادان و خدانشناس را خدا نادان نیافریده است. آنان دلالت‌های آشکار و نشانه‌های روشن را در آفرینش خود می‌بینند و ملکوت آسمان‌ها و زمین و آفرینش شگفت آوری را که در کمال نظم است و بر وجود آفریدگار دلالت دارد، مشاهده می‌کنند، اما مردمانی هستند که درهای گناهان را بر خود گشوده و راه شهوت‌ها را بر خویش هموار کردند و در نتیجه هوا‌های نفس به دل‌هایشان چیره گشت و به سبب ستمی که بر خویش روا داشتند شیطان بر ایشان مسلط گشت و خدا این چنین به دل‌های متجاوزان مهر می‌نهد».(5)

حضرت آیت‌الله بهجت رحمه الله علیه می‌فرمود: «ترک واجبات و ارتکاب محرمات حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است

اثر گناه بر ارتباط معنوی با امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

در حدیث شریفی از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف  آمده است: «آنچه باعث تأخیر افتادن دیدار ما با شیعیان ما می‌شود، اعمال ناشایست آنهاست. پس باید هر یک از شیعیان از اعمالی که باعث ناراحتی ما می‌شود دوری کنند».

علاوه بر آن توصیه بزرگان اخلاق، برای تحصیل رضایت حضرت ولی عصر(عج)، دایر مدار ترک گناه است. حضرت آیت‌الله بهجت رحمه الله علیه  می‌فرمود: «ترک واجبات و ارتکاب محرمات حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  است»(6) و در جواب این‌که چگونه می‌توان رابطه خویش را با اهل‌بیت(علیهم السلام) و محضر صاحب العصر(عج) تقویت کنیم، فرمود: «اطاعت و فرمان برداری از خدا بعد از شناخت او.»(7) همچنین مرحوم آیت‌الله حسن صافی اصفهانی(ره) می‌فرمود: «کسی که واقعاً در مسیر تقوا [ترک گناه] قرار بگیرد، محال است که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  به او علاقه نداشته باشد و با او ارتباط برقرار نکند، [این امر] حتمی و قطعی است.»(8) شکی نیست که رابطه با امام عصر(عج) و رضایت حضرتش و حتی تشریف به محضر ملکوتی ایشان را فقط باید در ترک گناه جست‌وجو کرد.

 

غفلت
راهی برای ترک گناه

حال که این‌قدر گناه اثرات بسیار بدی بر روح و جسم آدمی می‌گذارد، باید به سراغ راه‌های ترک گناه رفت. از مهم‌ترین راه‌های ترک گناه ـ مطابق با روایات و توصیه‌ های علمای اخلاق‌‌ ـ یاد مرگ است، اما این امر باید مرتّب و مداوم باشد، این عمل مؤثر باید هر شب و در موقع خواب انجام شده و ادامه پیدا کند. یاد مرگ، داوری بسیار قوی برای اصلاح قلب و رفع اثرات گناه است.

عاشق دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، اگر حقیقتاً به دنبال مطلوب خود هست، باید به دنبال این مطلب باشد و اسباب گناه را از خود دور کند. هر شب مرگ و مسائل بعد از مرگ را یاد کرده و جهت سهولت در کار، کتاب‌هایی درباره مرگ و معاد  و عواقب گناهان را مطالعه نماید و از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) با گریه و تضرع بخواهد تا کم‌کم اثر گناهان از قلبش زدوده شده و میل به گناه در وی آن‌قدر ضعیف شود که شخص بر هوای نفسش غالب گردد، چرا که این امر، همان رضایت امام زمان (عج)  و نقطه اتصال به آن حضرت است.

توسل به امام زمان

وارد شده که هر کس حاجتی داشته باشد بعد از نصف شب با داشتن غسل و وضوء و لباس تمیز دو رکعت نماز حاجت توسل به حضرت حجه بخواند. در رکعت اول چون در سوره حمد به ایاکَ نستعین رسید صد مرتبه این جمله را بگوید بعد بقیه سوره را تمام کند و بعد سوره توحید را بخواند.

پس به رکوع برود و در رکوع هفت مرتبه سُبْحانَ رَبی الْعَظیمِ وَ بِحَمْدِهِ را بگوید و بعد به سجده رود و در هر سجده هفت مرتبه سُبْحانَ رَبی الأعْلی وَ بِحَمْدِهِ  را بگوید بعد به سجده رود و در هر سجده هفت مرتبه سُبْحانَ رَبی الأعْلی وَ بِحَمْدِه را بگوید بعد برخیزد برای رکعت دوم به همین قسم رکعت دوم را هم بجا آورد پس از خاتمه نماز دعا کند و حاجت خود را از خدا تمنا نماید و او را به امام زمان قسم بدهد بعد آنقدر بگوید یا کَریمُ تا یک نفس قطع شود

مسجد جمکران چگونه شکل گرفت و تاریخچه اش چیست؟

‏شیخ صدوق در کتاب ‌«مونس الحزین فی معرفه الحق و الیقین» نوشته است: شیخ حسن بن مثله جمکرانی گوید: شب سه شنبه هفدهم ماه رمضان سال 373 هجری قمری در خانه خود بودم که ناگهان جماعتی آمدند و من را صدا زدند و گفتند که حضرت مهدی(عج) شما را طلبیده است.
به همراه جماعت به مکانی که هم اکنون مسجد مقدس جمکران در آن واقع شده است، رفتیم؛ در آن جا حضرت به من فرمود: به صاحب این زمین (حسن بن مسلم) بگو که این زمین، زمین شریفی است و خدای تعالی این زمین را از زمین های دیگر برگزیده است. نزد سید ابوالحسن الرضا برو و به او بگو که این زمین را از حسن بن مسلم بگیرد و با همکاری مردم در این زمین مسجدی بنا گردد و به مردم بگو تا به این مکان توجه کنند و آن را عزیز دارند و چهار رکعت نماز در این جا به جا آورند. سپس حضرت خواندن نماز مخصوص در این مکان را به وی آموخت.
حسن بن مثله جمکرانی می گوید: به حضرت عرض کردم: برای این که دیگران حرف من را بپذیرند، به دلیل و نشانه نیاز است، چون که مردم حرف بی دلیل را نمی پذیرند. حضرت فرمود: ما نشانه ای و علامتی قرار می دهیم تا سخن تو تصدیق شود. برو نزد سید ابوالحسن الرضا و به او بگو که این کارها را انجام دهد... .
من به خانه ام بازگشتم و فردا صبح به همراه «علی المنذر» به خانه سید ابوالحسن الرّضا رهسپار شدیم. وقتی که به منزلش رسیدیم، دیدیم که خدمت گزاران سید می گویند: آقا از سپیده دم تا کنون منتظر شما است. آیا از جمکران آمده اید؟ گفتم: آری. پس نزد سید رفتیم و بعد از سلام و احوالپرسی به من گفت: ای حسن بن مثله! من خوابیده بودم. در خواب شخصی به من گفت: بامداد مردی از جمکران به نام حسن بن مثله پیش تو می آید. باید سخنش را تصدیق کنی. سخن او سخن ما است.
من هم ماجرا را گفتم و به فرمان ناحیة مقدسه این مسجد ساخته شد.(1)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

تاثیر دعای امام زمان (عج)

مطلب مهمی که در مورد دعا کردن باید بدان اشاره شود این است که استجابت دعا نیاز به واسطه دارد. فیض و رحمت الهی بدون واسطه به بندگان نمی‎رسد. در مورد نزول قرآن کریم هم خداوند به واسط? حضرت جبرائیل کلام نورانی خودش را بر قلب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) القا کرد.

البته جبرئیل به اذن حضرت حق و به فرمان باری تعالی قرآن را نازل کرد. قدرت و علم لازم جهت انجام این مأموریت نیز از جانب خداوند متعال به وی عطا شد و پس از آن قرآن کریم را با یک تشریفات خاصی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آورد.

دعا و راز و نیاز هم وسیله می‎خواهد. یعنی باید یک بزرگی این دعا را به محضر خدا ببرد و خداوند به واسطه رحمت خودش و با واسطه، استجابت دعا را به ما برساند.

«یا ایّها الّذینَ امنو اتَّقُوا الله و ابتَغوا الیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیله لَعلَّکُم تُفلِحون»1

این آیه دو معنا دارد. معنای ظاهری آن این است که ای انسان تقوا داشته باش تا آن تقوا وسیله‎ای شود برای این که پروردگار عالم به تو رحم کند. اما امام صادق (سلام الله علیه) معنای دقیق‎تری برای این آیه بیان فرموده‎اند. آن حضرت در ذیل این آیه می‎فرمایند: «نحن الوسیلة فی القرآن»؛ یعنی ما وسیله‎هایی هستیم از طرف خداوند برای مردم. در واقع این وسیله که مورد نظر قرآن مجید است و بندگان باید از آن استفاده کنند، همان توسل به حضرات معصومین(علیهم‎السلام) است.

بهترین زیارتی که برای واسطه قرار دادن آن ذوات مقدس بسیار مفید و مؤثر است، زیارت جامعه است. نقل شده است که علامه مجلسی (پدر)، خدمت امام زمان (ارواحنافداه) رسیدند و مداح‎گونه زیارت جامعه را خطاب به آن حضرت خواندند. حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) می‎فرمایند بیا جلو.
در جای دیگری از قرآن چنین آمده است:

ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها.2 معنای ظاهری این آیه نیز یعنی این که اسماء حسنای خداوند زیاد است و هنگام دعا با توسل به اسماء خداوند، او را بخوانید. اما معنای زیباتر این است که مظهر اسماء حسنی، همان اهل بیت(علیهم‎السلام) هستند. لذا امام صادق (سلام الله علیه) در ذیل این آیه نیز بیان زیبایی دارند و می‎فرمایند: «و الله نحن اسماء الحسنی فی القرآن»، بنابراین واسطه فیض برای استجابت دعا، حضرات معصومین(علیهم‎السلام) هستند.

بهترین زیارتی که برای واسطه قرار دادن آن ذوات مقدس بسیار مفید و مؤثر است، زیارت جامعه است. نقل شده است که علامه مجلسی (پدر)، خدمت امام زمان (ارواحنافداه) رسیدند و مداح‎گونه زیارت جامعه را خطاب به آن حضرت خواندند. حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) می‎فرمایند بیا جلو.

مرحوم مجلسی (ره) ضمن این که متأثر از ابهت آن حضرت بوده، جلو می‎رود و امام عصر(ارواحنا فداه) دست عنایتی روی شانه وی می‎گذارند و می‎فرمایند: «نعم الزّیاره هذه»؛ یعنی این زیارت، خوب زیارتی است. آقای مجلسی می‎گوید: از جدتان امام هادی(سلام الله علیه) است؟ حضرت می‎فرمایند: بله.

در حقیقت این زیارت، زیارت بسیار زیبا و عجیبی است و توسّل به ائمه طاهرین(علیهم‎السلام) در آن بسیار است. خصوصاً در آخر که می‎فرماید: «بِكُمْ فَتَحَ اللهُ وَ بِكُمْ یَخْتِمُ، وَ بِكُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِكُمْ‏ یُمْسِكُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ اِلاَّ بِاِذْنِهِ وَ بِكُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَكْشِفُ الضُّرَّ»؛ عبارات دقیق و پر محتوایی به کار گرفته شده است.

خطاب به ائمه طاهرین (علیهم‎السلام) می‎فرماید: عالم وجود وابسته به شما است. اگر زمین و آسمان پا برجاست به واسطه‎ی وجود شما است، اگر حاجتی از کسی برداشته می‎شود و یا مهمی از کسی رفع می‎شود، به برکت وجود شما بزرگواران است.

این زیارت یکی از افتخارات شیعه است. انشاء‎الله که همه بتوانند تحت لوای ائمه هدی (علیهم‎السلام) به منزل سعادت راه پیدا کنند.



توصیه‌های امام زمان (عج) به شیعیان

آنچه در پی می‌آید توصیه‌هایی است که امام عصر (عج)‌خطاب به شیعیان و پیروان اهل‌بیت (ع) فرموده‌اند. براستی، چقدر به اینها عمل می‌کنیم؟!

1. از خداوند ـ جل جلاله ـ بترسید و تقوا پیشه کنید.

2. به ما در بیرون آوردن شما از فتنه و امتحانی که بر شما روی آورده است کمک کنید.

3. عهد می‌کنم که هر کدام از شیعیان که راه تقوا را در پیش گیرد و هر آنچه که لازم است [و حق خداست] از مال خود خارج کند، از فتنه‌ی گمراه‌کننده و رنج‌های ظلمانی در امان باشد.

4. هر کدام از شیعیان، در بخشش اموالی که خداوند به او داده به کسانی که خداوند فرمان داده است بخل ورزد، در دنیا و آخرت زیانکار خواهد بود.

5. اگر شیعیان ما در وفا نمودن به عهد و پیمانی که از ایشان گرفته شد، همسو و یک‌دل شوند، دیدار ما از ایشان به تأخیر نخواهد افتاد.

6. ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.
(توقیع به شیخ مفید)


7. از خدا بترسید ؛ و از ما اطاعت کنید ؛ و از راه راست منحرف نگردید.

8. نیت خود را ـ مطابق سنت آشکاری که به شما گفتم ـ با دوستی، به سوی ما برگردانید.
(توقیع به ابن ابی‌غانم قزوینی و جماعتی از شیعیان)


9. اموال شما (خمس و زکات) را قبول نمی‌کنیم مگر اینکه پاک و طاهر باشد... هر کس می‌خواهد عمل کند و هر که نخواهد نکند؛ چرا که ما به آنچه شما دارید نیازی نداریم.

10. ظهور و فرج در دست خداست و کسانی که وقت رای آن تعیین می‌کنند "دروغگو " هستند.

11. در مسایلی که روی می‌دهد به فقهاء مراجعه کنید؛ زیرا که ایشان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم بر ایشان...

12. منتفع شدن از من در ایام غیبتم، مانند استفاده از خورشید است زمانی که ابر روی آن را پوشانده باشد.

13. درباره چیزهایی که به درد شما نمی‌خورد سؤال نکنید، و در دانستن چیزهایی که از دانستن آنها معاف شده‌اید خود را به سختی نیاندازید.
14. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید ؛ چرا که همین فرج شماست.
(توقیع به اسحاق بن یعقوب)


15. هر کس بدون اجازه ما در اموال مربوط به ما (خمس، زکات و وقف) تصرف کند، از جمله ظالمین است و ما در روز قیامت شاکی او خواهیم بود.
(توقیع به محمد بن جعفر اسدی)


16. آیا نمی‌دانید که خداوند از زمان حضرت آدم تا حال، برای مردم ملجأ و پناهی قرار داده که به ایشان پناه برند و راهنمایانی تعیین کرده که به سبب آنها هدایت یابند. هر زمان که نشانه‌ای از آنان پنهان شد نشانه‌ی دیگر آشکار گردید و هر وقت که ستاره‌ای از ایشان غروب کرد ستاره‌ی دیگر طلوع نمود ؛ و وقتی که خدای عزوجل امام حسن عسکری (ع) را به سوی خود برد گمان ننمایید که واسطه میان خود و مخلوقاتش را قطع نموده است. هرگز چنین چیزی نشده و نخواهد شد تا وقتی که قیامت برپا شود.
(توقیع به محمد بن ابراهیم بن مهزیار)


17. آیا نمی‌دانید که روی زمین از حجت خدا خالی نمی‌گردد ؛ خواه آن حجت، ظاهر باشد و خواه پنهان.

18. مردم پیروی از خواهش‌های نفسانی را از خود دور کنند ؛ و همانگونه که ]پیش از غیبت[ رفتار می‌نمودند رفتار کنند ؛ و امری که از آنان پوشیده و پنهان شده است را جستجو ننمایند... و بدانند که حق با ما و در نزد ماست.
(توقیع به عمری وپسرش)


توضیح:
توقیع ، در لغت به معنای "امضاء، نامه و فرمان" ، و دراصطلاح حدیثی به معنای "بخشی از نوشته‌های ائمه اطهار علیهم السلام " است . بیشتر توقیعات از سوی امام عصر (عج) صادر گردیده است. واژه توقیع نخستین بار در روایتی از امام کاظم (ع) به معنای یادداشتی که امام در زیر یک نامه نوشته دیده شده‌است. امروزه وقتی سخنی از «توقیع» به میان می‌آید، ذهن به توقیعات حضرت مهدی (ع) منصرف می‌گردد.
ارسال توقیعات برای شیعیان، معمولاً توسط وکلای امام صورت می‌گرفت. نواب اربعه امام عصر وکیلانی در شهرهای مختلف داشتند که توقیعات از طریق آنها انتشار می‌یافت.
در کتاب کمال الدین شیخ صدوق، غیبت شیخ طوسی، احتجاج طبرسی و بحارالانوار مجلسی، حدود هشتاد توقیع از سوی امام زمان (ع)‌ نقل شده است که محتوای آن‌ها، برخی خطاب به سفرا و نواب خاص است و برخی خطاب به علماء و فقهاست. برخی در پاسخ به سؤالات است و برخی در تکذیب کسانی است که به دروغ ادعای امامت یا نیابت از طرف آن حضرت را داشتند.

زنان هنگام ظهور امام زمان عجل اللهاولین گروه از زنانى كه به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف مى ‏شتابند آن هایند كه در آن ایّام مى ‏زیسته ‏اند و همانند دیگر یاران امام علیه السلام به هنگام ظهور در حرم امن الهى به ‏خدمت ایشان مى ‏رسند.

گروه اول: حضور پنجاه زن در بین یاران امام

اولین گروه از زنانى كه به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف مى ‏شتابند آن هایند كه در آن ایّام مى ‏زیسته ‏اند و همانند دیگر یاران امام علیه السلام به هنگام ظهور در حرم امن الهى به ‏خدمت ایشان مى ‏رسند.

در این‏ باره دو روایت وجود دارد:

روایت اول- امّ سلمه ضمن حدیثى درباره علایم ظهور، از پیامبر اكرم صل الله علیه و آله و سلم روایت كرده است كه فرمود:

یعوذ عائذ من الحرم فیجتمع الناس إلیه كالطّیر الواردة المتفرقة حتّى یجتمع إلیه ثلاث مأة و أربعة عشر رجلاً فیه نسوة فیظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار

در آن هنگام پناهنده ‏اى به حرم امن الهى پناه مى ‏آورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به یك سو هجوم مى ‏برند به‏ سوى او جمع مى ‏شوند تا اینكه در نزد آن حضرت، سیصد و چهارده‏ نفر گرد مى ‏آیند كه برخى از آنان زن مى ‏باشند كه بر هر جبّار و جبّار زاده اى پیروز مى ‏شود.

روایت دوم- جابربن یزید جعفى، ضمن حدیث مفصلى از امام باقر علیه السلام در بیان برخى نشانه ‏هاى ظهور نقل كرده كه:

و یجیى‏ء واللَّه ثلاث مأة و بضعة عشر رجلاً فیهم خمسون امراة یجتمعون بمكة على غیر میعاد قزعاً كقزع الخریف یتبع بعضهم و هى ‏الآیة الّتى قال اللَّه: أینما تكونوا یأت بكم اللَّه جمیعاً إنّ اللَّه على كلّ شى‏ء قدیر

به‏ خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر مى ‏آیند كه پنجاه نفر از این عدّه زن هستند كه بدون هیچ قرار قبلى در مكّه كنار یكدیگر جمع خواهند شد.

این است معناى آیه شریفه: هرجا باشید خداوند همه شما را حاضر مى ‏كند. زیرا او بر هر كارى توانا است

گروه دوم: زنان آسمانى

دسته دوم، چهارصد بانوى برگزیده هستند كه خداوند براى حكومت جهانى حضرت ولى ‏عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در آسمان ذخیره كرده است و با ظهور اولین گروه از زنانى كه به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مى ‏شتابند، آن هایند كه در آن ایّام مى ‏زیسته ‏اند و همانند دیگر یاران امام علیه السلام به هنگام ظهور در حرم امن الهى به ‏خدمت امام علیه السلام مى ‏رسند. آن حضرت به همراه حضرت عیسى علیه السلام به زمین مى ‏آیند.

ابو هریره از پیامبراكرم صل الله علیه و آله و سلم روایت كرده كه:

ینزل عیسى بن مریم على ثمان ماة رجل و أربع مائة امرأة خیار من على الأرض و أصلح من مضى

عیسى ‏بن مریم علیه السلام به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته ‏ترین افراد روى زمین فرود خواهد آمد.

به ‏فرموده امام صادق علیه السلام: هر كه چهل صبح، دعاى عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر هم پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود.

گروه سوم: رجعت زنان

سومین گروه از یاوران حضرت بقیّة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آنها را زنده خواهد كرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود.

این گروه دو دسته‏ اند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى دیگر فقط از آمدنشان سخن به ‏میان آمده است.

در منابع معتبر اسلامى نام سیزده زن یاد مى ‏شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمّد عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بیماران خواهند پرداخت.

طبرى در "دلائل الامامة" از مفضل ‏بن عمر نقل كرده كه امام صادق علیه السلام فرمود:

"همراه قائم آل محمّدعجل الله تعالی فرجه شریف سیزده زن خواهند بود. گفتم: آنها را براى چه كارى مى‏ خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بیماران را به ‏عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرمایید. فرمود: قنواء دختر رشید هجرى، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه، زبیده‏ ام خالد احمسیّه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه. این گروه سیزده نفرى رجعت خواهند كرد و خداوند براى قدردانى از ایشان، به بركت امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف آنها را زنده خواهد كرد"
امام زمان علیه السلام

یك توضیح:

در این روایت امام صادق علیه السلام از آن سیزده زن فقط نام نُه نفر را یاد مى ‏كند. در كتاب "خصایص فاطمیّه" به ‏نام "نسبیه" و در كتاب "منتخب ‏البصائر" به‏ "وتیره" و "أحبشیه" اشاره شده است.

گروه چهارم : بانوان منتظر

چهارمین گروه یاوران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بانوان پرهیزكارى هستند كه پیش از ظهور حضرت بقیّة الله علیه السلام رحلت كرده ‏اند. در وقت ظهور، به ایشان گفته مى ‏شود: "امام تو ظاهر گشته است، اگر مایلى مى ‏توانى حضور داشته باشى".

آنان نیز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.

رجعت زنان مربوط به گروه خاصّى نیست و هر بانویى خود را با خواسته ‏ها و شرایط زندگى در حكومت حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق دهد ممكن است در آینده از رحمت خداوندى بهره ‏مند گشته، براى یارى امام عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده شود.

یكى از آن شرایط، خواندن "دعای عهد" است كه در فرد، نوعى آمادگى براى پذیرش حكومت آخرین ذخیره الهى ایجاد مى ‏كند.

به ‏فرموده امام صادق علیه السلام: هر كه چهل صبح، دعاى عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر هم پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود، خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد

ان الصلوه تنهی علی الفحشا و المنکر


تاکید امام زمان (ع)بر نماز اول وقت


راننده ای می گفت:از مشهد به قصد یکی از شهر ها خارج شدم در بین راه هوا طوفانی شد و برف زیادی آمد و راه بسته شد . هر چه کوشش کردم نتوانستم ماشین را روشن کنم .مرگ را در مقابل چشمانم مجسم دیدم.به فکر فرو رفتم که خدایا راه چاره چیست ؟بی اختیار متوسل به امام زمان(عج)شدم و با خداوند عهد بستم که اگر از این مهلکه نجات یابم 


از گناهانی که تا آن روز آلوده بودم فاصله بگیرم و نمازهایم را هم اول وقت بخوانم.


طولی نکشید که متوجه شدم شخصی به طرف من می آید و مقداری آچار به دست دارد سلام کردند و گفتند چرا سرگردانی؟ماجرا را نقل کردم و گفتم سه چهار ساعت است که هم ترفندی می زنم ماشین روشن نمی شود .گفتند من ماشین را راه می اندازم تو برو پشت فرمان و استارت بزن کاپوت ماشین را بالا زدند ندیدم که دست ایشان به ماشین خورد یا نه ،فرمودند حرکت کن.تصمیم گرفتم به ایشان کمکی کنم یا پول بدهم فرمودند من به کمک و پول شما احتیاجی ندارم . گفتم من راننده ای جوانمردم باید زحمت شما را از راهی جبران کنم. فرمودند اگر میخواهی به ما خدمتی کنی عهدی را که با خدا بستی عمل کن که این خدمت به ماست. گفتم چه عهدی بستم؟فرمودند: 


اینکه از گناه فاصله بگیری و نمازهایت را اول وقت بخوانی.

 

فرازهایی از بیانات امام زمان (عج):



*برای تعجیل در فرج من بسیار دعا کنید که نجات شما در آن است 

*به شیعیان و دوستان ما بگویید خدا را به حق عمه ام زینب(س) قسم دهند؛که فرج من را نزدیگ گرداند 

*شیعیان به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند اگر بخواهند دعا می کنند و فرج ما می رسد 

*حضرت مهدی خطاب به امام حسین(ع)فرمودند:شما در کربلا تنها ماندید من هم در این زمان تنها ماندم 

*حضرت جواد فرمودند :در زمان غیبت انتظار ظهور مهدی (عج) واجب است

*امام صادق فرمودند:شما شیعیان اگر چنین تضرع و زاری فرمایید و فرج ما را بخواهید خداوند فرج ما را می رساند ولی اگر دست روی دست بگذارید و بی تفاوت بمانید وقتی کار به نهایت برسد فرج می رسد.


عملت را عمل امام زمان (ع) قرار بده


آیت الله سید محمد باقر ابطحی فرمودند:شبی در عالم رویا دیدم فضای مابین قم و مسجد جمکران گویا تمام چمن زار است و دارای درختهای سبز که مهتاب بر آن می تابید و نهر های آب در آن جریان داشت .درختی را دیدم که دارای شاخه های بسیار جذاب و سرسبز و صدای روح بخشی از میان آن به گوش می رسید که به ذهنم خطور کرد صدای حضرت داود (ع) است . در وسط آن درخت جایگاهی بود که در آنجا آقایی نشسته و به نظرم آمد که این آقا حضرت ولی عصر (ع) است.

صحبتی را به میان آوردم و عهد و پیمانی بستم .سپس عرض کردم چه کنم که به شما تقرب پیدا کنم؟به زبان فارسی فرمودند:"عملت را عمل امام زمان قرار بده " من به خاطرم این معنی رسید 


یعنی آنچه را به ذهنت می آید ببین اگر امام زمان بود عمل می کرد تو هم همان را عمل کن.به حضرت گفتم :این آرزوی من است . گفتم چه کنم که در این امر موفق باشم؟فرمودند :الاخلاص فی العمل .

از خواب بیدار شدم قلم و دفتر حاضر کردم و آن دو سوال و جواب را نوشتم و درباره اش فکر کردم .به نظرم آمد در جمله اول حقیقت تشیع که پیروی از امام به حق باشد نهفته و در جمله دوم راه موفقیت را که همان توحید ذاتی و عملی باشد را یافتم.این دو جمله توصیه حضرت بود که برای من و همگان عبرت است .